شيخ حسين انصاريان

39

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

يكى از دوستان گفت : چه بودى اگر منصب قضاى مسلمانان را مىپذيرفتى تا عدالت را در ميان ايشان به كار مىبستى و از اين رهگذر اجر و ثواب مىاندوختى ، ابوقلابه گفت : چون شناورى به دريا درافتد تا چند ياراى شنا كردن دارد . عبدالرحمان بن حُجْيره به سال هفتادم هجرى به كرسى قضاى مصر بنشست چون پدرش از اين انتصاب خبر يافت گفت : [ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ ] « 1 » . ما مملوك خداييم و يقيناً به سوى او بازمىگرديم . فرزندم هلاك شد و خلق را نيز به مهلكه افكند . قاضى شريك در روزگار مهدى عباسى به اصرار او منصب قضا را پذيرفت ، نوبتى چند براى مطالبه ماهانه خود با صرّاف شهر سخت‌گيرى كرد ، صرّاف گفت : تو در مقابل اين نقدينه قماش نفروخته‌اى كه چنين سخت مىگيرى . شريك گفت : اى مردم ! قسم به خدا كالايى گران بهاتر از قماش فروخته‌ام ، اى مرد ! من در برابر اين نقدينه دين خود را فروخته‌ام ! ! اين حقايق نشان مىدهد كه مردم پرهيزكار تا چه اندازه از آلودگى به تبعات و مسؤوليت‌هاى قضا اجتناب و ابا داشته‌اند و اين اجتناب و پرهيز نه از آن جهت است كه اين مردم پارسا تصدّى قضا را حرام مىدانسته‌اند ؛ زيرا مراجعه به فقه اسلامى نشان مىدهد كه مباشرت اين وظيفه واجب كفايى است و هرگاه در عصرى از اعصار هيچ كس به آن قيام نكند همگى در برابر خالق به علّت شانه خالى كردن از اين وظيفه مسؤول و مؤاخد خواهند بود . شهيد ثانى در كتاب « مسالك » مىفرمايد :

--> ( 1 ) - بقره ( 2 ) : 156 .